چکیده پایان نامه طلبه مهدی منصورسمائی

نویسنده: طلبه مهدی منصورسمائی

چکیده:

در این تحقیق ابتدا بحثی در مورد نصب و ناصبی و عثمانی صورت پذیرفته، و نتیجه آن این بود که هم ناصبیان و هم عمده عثمانیان از دشمنان امیرالمؤمنین و اهل بیت می باشند، که وجه مشترک بین آنان است و ما در بحث نصب در این تحقیق کاری به اصطلاح فقهی نصب و احکام فقهی آن نداشتیم، بلکه همان دشمنی و بغض امیرالمؤمنین مراد است که در آنان و گروه عمده ای از عثمانیان مشهود است؛ سپس حدیث صحیح نبوی که در صحیح مسلم در مورد نفاق مبغض علی و ایمان محب علی مورد بررسی قرار گرفت،

که شهرت و صحت این حدیث باعث شده هر مسلمانی خصوصاً رجالیون، خود را محب امیرالمؤمنین بدانند و خودشان نیز ناصبی را تعریف نموده و بیزاری خود را در ظاهر نشان دهند، ولی با این وجود دیدیم که ابن حجر عسقلانی و ذهبی چگونه و با چه توجیهی خواستند از لازمه این حدیث که نفاق مبغض علی و جرح و تضعیف ناصبیان و ایمان محب علی و مدح و توثیق شیعیان و محبین امیرالمؤمنین می باشد، برهانند؛ و با جواب دادن به توجیهات بی مورد آنان اثبات نمودیم که لازم است خوارج و ناصبیان جرح گردند و محبین امیرالمؤمنین تصدیق و توثیق گردند و اگر یکی از رجالیون با هر توجیهی خلاف آن را انجام داد، نشان از نصب و دشمنی خود اوست ولی نمی تواند آن را ابراز نماید.

در بحث بعدی این تحقیق شیوه برخورد ذهبی با چند روایت از فضائل امیرالمؤمنین بررسی گردید که نشان از کینه درونی و عقیده او در دشمنی با حضرت امیر را نشان می داد، که این احادیث در مورد هر فرد دیگری بود شایسته این برخورد نمی بود.
سپس در بحث دیگر قرائنی بررسی شد که فقط به علت انتساب شخصی به تشیع و حتی اقرار به راستگویی آن افراد، خلاف مبنای رجالی که نباید جرح شود، باز هم نسبت تشیع برای آن افراد جرحی برای آنان محسوب می گردد، و یا تنها روایت یک حدیث یا چند حدیث که آن را نتوانسته اند تضعیف نمایند و ذهبی بدون دلیل آن احادیث را منکر یا کذب خوانده باعث تضعیف راوی گردیده است که دو مورد از راویان به طور مفصل بررسی گردید و توهین ذهبی به عزاداری امام حسین و جشن در روز عید غدیر، با این که در بسیاری از موارد سخنی نگفته، نشان از ناصبی گری و عثمانی گری اوست و رفتار ذهبی نسبت به توثیق ناصبیان و خوارج و اعوان ظلمه و حتی رد نصب از ناصبیان مشهور، جهت توجیه توثیق این فرد توسط رجالیون، نشان از عقیده نهان ذهبی در دشمنی و بغض نسبت به امیرالمؤمنین را دارد، که نتیجه آن در این برخوردها به این صورت ظاهر می گردد و نشانه ناصبی گری و عثمانی گری در اعتقاد اوست، و می توان به همین دلیل به جرح او در مورد شیعیان و رد بعضی فضائل اهل بیت و همچنین توثیق او نسبت به نواصب و تصحیح روایت آنان، اعتنا ننمود و آن را جز در محاجه با خصم بی اعتبار دانست.